تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۴/۰۹

بيا وگرنه در اين انتظار خواهم مرد
اگر که بي تو بيايد بهار، خواهم مرد!
به روي گونه من اشک سال ها جاري ست
و زير پاي همين آبشار خواهم مرد
خبر رسيد که تو با بهار می آيی
در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد
پدر که تيغ به کف رفت، مژده داد که من
به روي اسب سپيدي، سوار خواهم مرد
تمام زندگي من در اين اميد گذشت
که در رکاب تو با افتخار خواهم مرد
با تشکر ویره از :دفتر صبوری
http://daftaresabori.blogfa.com
ارسال توسط رضا موحّدی
آخرین مطالب


