ستاره ی سهیل
مانده ایم بی تو اینجا غریب و درمانده... یا صاحب الزمان دریاب

سلام وارث تنهای بی نشانی ها!
خدای بیت غزل های آسمانی ها!

نیامدی و کهنسال‌هایمان مُردند
درآستانه ی
مرگ‌اند نوجوانی‌ها

چقدرتهمتِ ناجور بارمان کردند
چقدرطعنه که: ((دیوانه‌ها! روانی‌ها!

 
کسی برای نجات شما نمی‌آید
کسی نمی‌رسد از پشتِ ندبه‌خوانی‌ها))

مسیحِ آمدنی! سوشیانس! ای موعود!
تو ـ هرکه هستی از آن‌سوی مهربانی‌ها!

بگو به حرف بیایند مردگانِ سکوت
زبان شوند و بگویند بی‌زبانی‌ها

هنوز
پنجره‌ها باز می‌شوند و هنوز
تهی است کوچه از آوازِ شادمانی‌ها

و زرد می‌شود و دانه‌دانه می‌افتد
کنار پنجره‌ها برگِ شمعدانی‌ها...

 


برچسب‌ها: شعر, جدید, امام زمان, ادبیات

ارسال توسط رضا موحّدی

اسلایدر